من شبیه جهانم

تا چشمانم را گشودم خود را در جاده ها یافتم، عقاید و زندگی من با همه فرق می‌کرد؛ از اینکه از کودکی این حس تفاوت را داشتم خشنود نبودم، تا چندی پیش ویروسی جهان را دربرگرفت و حالا حس مشترکی دارم. حس می کنم در چیزی مشترک شده ایم. و اما در یک چیز… هنوز نه.
من مثل جهانم، در خزان احساساتم فوران میکند، برگهایم سقوط میکنند و آدمها بر رویشان قدم میزنند. در زمستان درون خود فرو میروم چنانکه زمستان برای من پنج سال به طول می انجامد. هنوز اما با گذشت زمان و با آمدن فصل بهار، دوباره به زندگی برمیگردم، می خواهم پرواز کنم… احساس می کنم همان حسی را که زمین از آمدن بهار دارد، من هم دارم. سرزمین من، ایران، بهار بسیار زیبایی دارد؛ تصمیم داشتم این بهار تمام آن را سفر کنم و بعد با شما به جایی دیگر از این دنیا کوچ کنم. دوری از انسانها ممکن است قبلاً از بعضی جنبه ها شیرین به نظر می رسید، اما اکنون باید اعتراف کنم که دلم برای همه تنگ شده، برای دیدن افراد تصادفی دلم تنگ شده، احساس دلتنگی را بیش از پیش حس می کنم. فکر می‌کنم هفته آتی باید از سفر به درون خویش دست بکشم و به مکانی دیگر پرواز کنم.

تصویر: جزیره کوتائو، تایلند – سپتامبر 2016

I Am Like Earth - Vahid Takro www.vahidtakro.com

ارسال کامنت

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.