در این بخش تا کنون 140 پست نوشته ام.

گاهی که در مراکز تاریخی دنیا قرار میگیرم بیشتر از همیشه فکرم مشغول میشه. مثلاً حالا که در جزیره مارگارت بودم پیش خودم فکر می کردم این همه افراد مختلف،...

بعد از عروسی برگشتیم به بوداپست، تا حالا مسافرت من شروع نشده بود و فقط درگیر کارهای عروسی ویکی و زولی بودیم و همراه خرید لوازم عروسی بودم....

روزی این خیال را داشتم که جایی جدید و ناشناخته پیدا کنم... به انسان ها، دنیا و خودم پشت کردم، و شکستهای قلبی که ناشی از خلاف تصورات کودکی ام بود مرا د...

بعضی وقتا فکر می کنی عشق وجود نداره، و فقط توی فیلما و داستانا هستش. در دنیایی پر از جنگ و خشونت، عشق به ندرت یافت میشه، همچنین آدمهای واقعی....

سفر برای انسان شناسی و خودشناسی. این چیزیست که همیشه از من می پرسند. هروقت که دوستامو میبینم از من درباره مردم میپرسن، این اکتشافات خیلی سخت تر از خوا...

این جاده ها به کجا منتهی می شوند؟ من از تمام راه هایی که با ناامیدی پایان می یابند خسته ام، از پایان هایی که مرا از دنیا دلسرد می کنند....

صبح که بیدار شدیم با زولتان و آناسوس به جستوجوی صبحانه رفتیم، شب گذشته تا دیروقت بیدار بودیم و صحبت می کردیم که باعث شد دیر بیدار بشیم....

تاپولتسا یک شهر کوچک در بالای غار زیرزمینی و در ناحیه آتشفشانی و در نزدیکی دریاچه بالاتون (بزرگترین دریاچه اروپا) است....

تا همین اواخر فکر می کردم که مردم هیچوقت با فرهنگهای دیگه صمیمی نمیشن. این حس رو نمیشه پذیرفت و یا نابود کرد. چرا؟...

کلیسای سنت استفان، بزرگترین کلیسا در بوداپست است که به اولین پادشاه مجارستان، سنت استفان اختصاص دارد....