ایران: سرزمین تنهایی

عکاس: وحید تکرو | مدل: کری

ما ایران را خود به ویرانه ای تبدیل کرده ایم، قلب های خود را خود از سنگ ساختیم. ما عشق را از وجود خود رهاندیم، و نفرت را در آن جایگزین نمودیم. هر روز قلب یکدیگر را شکستیم، ما بی مهری را بزرگترین ستون فرهنگمان ساختیم. دیگر آن عشق عمیق را در رگهایمان تجربه نمی کنیم، دیگر به دیگران احترام نمی گذاریم. دیگر احساس را در روابطمان به کار نمیگیریم. ما وجود خود را از محبت تهی کردیم. ما قربانی ایدئولوژیهای سیاسی آنها شدیم، بی ریشگی را از آنان آموختیم و به مرده ای متحرک و بی روح بدل گردیدیم و فقط به دنبال ثروت و شهوت گشتیم.

ایران: سرزمین تنهایی 1 (عکاس: وحید تکرو)

ما از همان ابتدا از هم جدا شدیم، دختر و پسر، مرد و زن، خواهر و برادر… ما یکدیگر را بلد نشدیم. ما را با ایده های خاص خود بزرگ کردند، نگذاشتند که انتخاب کنیم، نگذاشتند که انتخاب شویم، نگذاشتند که عشق را بفهمیم.

ما معنای همه چیز را اشتباه برداشت کردیم. سینما و تلوزیون ملی ایران مردهارا مغرور، با دماغی که عمل شده، با پیراهن چهارخانه و موی اتو کشیده شده، با ته ریشی ساده پشت فرمان ماشینی لوکس، معنای مردانگی به صورت غلط به زنان فهمانده. زنانی که احساساتشان از کودکی سرکوب شده، خود را باید زیر پوششی از چشم مردان پنهان می کردند.

ایران: سرزمین تنهایی 2 (عکاس: وحید تکرو)

آن‌ها مارا از هم جدا کردند.
تلوزیون‌ها و دنیای مجازی، تکنولوژی و دنیای ارتباطات، ارتباط مارا قطع نمودند. ما میان آسمان‌خراش‌ها گم شدیم، ما که روزی برای هم جان می دادیم حالا دیگر تن به ملاقات یکدیگر نمی‌دهیم. همه چیز دست به دست هم داد تا دست‌های مارا از هم جدا کند. دوباره باید دست‌های هم را بگیریم، دوباره یکدیگر را نوازش کنیم، به هم نامه بنویسیم، نامه های کاغذی.

نباید بگذاریم آسمان‌خراش‌ها قلبمان را خراش دهند، نباید بگذاریم جهان پوچی و طمع، دستهایمان را از هم جدا کند. نباید یکدیگر را در برزخ این جهان فاسد رها کنیم، ما می‌توانیم تمام ساخته‌های انسانی را درهم بشکنیم تا دوباره دست‌های یکدیگر را بگیریم… باید گذشته تلخ را رها کنیم، نه دست های خودمان را… این راه حل نیست. ما می توانیم دوباره شروع کنیم، احساسمان را برگردانیم، دوباره می توانیم در قلب زلزله‌زده مان بنای عشق را بسازیم… ما می‌توانیم خود عشق را بسازیم و با آن زیست کنیم، فقط اگر بخواهیم… من می‌خواهم، مطمئنم تو هم میخواهی… ما برای هم صبر می کنیم.

ایران: سرزمین تنهایی 3 (عکاس: وحید تکرو)

ما در افکار خویش هم گاه تنها هستیم، به رویاهای خود می‌اندیشیم و اگر یک زن باشیم و در کشور‌ی آنتی‌سکولار و آنتی‌فمینیسم چون ایران زیست کنیم، از کودکی در رویاهایمان مردی را آن فرشتۀ نجات خود می‌بینیم که هنوز منتظرش هستیم. در واقع تفکر فمینیستی به معنای پس گرفتن حقوق زن از مرد نیست، بلکه این در برابرسازی حقوق این دو جنس معنا پیدا می‌کند.

باید این تفکر را به تصویر می‌کشیدم. از یکی از دوستانم به نام کری، به عنوان مدل این پروژه استفاده نمودم. کری یک فیلمساز چینی‌ست که از کودکی در استرالیا زندگی می کند. او که بارها در جشنواره‌ها و شبکه های‌تلوزیونی مصاحبه شده، همچنین یک خلبان، نویسنده، استاد دانشگاه، کارآفرین، عکاس و مدل است که برای تفکر در “فرهنگ تحت تاثیر جامعه” به تنهایی به بیش از 107 کشور از جمله ایران سفر کرده.

به باور من، جهانگردان می‌توانند جهان را تغییر دهند؛ آنها با دیدن پیچیدگی‌های مختلف ملیتی و مقایسه‌اشان در ذهن، می‌توانند به واقعیت‌های پنهان یک جامعه بپردازند و آنها را اگر چه نه فقط به تصویر، بلکه به کلام بیاورند. جنگ و اقتصاد، محدودیت های‌انسانی، انسان را همچنان در مقابل ثروت و شهوت ازمند می‌سازد، در ایران اما علاوه بر این، افکار آنتی‌فمینیستی که گاه مردم از آن خبر ندارند، تاثیر بسیاری در این واقعه داشته که من در پروژه‌هایم به آن می پردازم.
ما سفر کرده ایم که حال جهان را از زاویه نگاه خود برایتان توصیف می کنیم، نه از زاویه دید سیاستمداران، نه از زاویه دید گردشگران، بلکه جهاندیدگان.

ارسال کامنت

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.